اي ايران!
راديو دارد سرود اي ايران را با صداي بنان پخش ميكند. گمانم دفعه پنجاهمش باشد، امروز.
دم انتخابات است ديگر.
سهشنبه، بهمن ۲۸، ۱۳۸۲
آقاي خاتمي! راست ميگويي، ديگر نشايد
بيانيه ديروز خاتمي در مورد انتخابات چنين آغاز ميشد: «ملت شريف ايران! سخن را به نام خداي عزيز با «بث الشكوي» عين القضات آغاز مي كنم كه: هر چه مينويسم پنداري دلم خوش نيست و بيشتر آنچه اين روزها نبشتم همه آن است كه يقين ندانم كه نبشتنش بهتر است از نانبشتنش.»
«بث الشكوي» يعني عرضه كردن شكايت. يعني خاتمي دارد شكايتش را به مردم عرضه ميكند. بخشي از نوشته عين القضات كه خاتمي بيانيهاش را با آن آغاز كرده است اين طور ادامه پيدا ميكند: «اي دوست! نه هر چه درست و صواب بُوَد، روا بُوَد كه بگويند...و نبايد كه در بحري افكنم خود را كه ساحلش به ديد نبوَد. و چيزها نويسم بي خود كه چون واخود آيم بر آن پشيمان باشم و رنجور. اي دوست! ميترسم-و جاي ترس است-از مكر سرنوشت...حقا و به حرمت دوستي كه نميدانم اين كه مينويسم راه سعادت است كه ميروم يا راه شقاوت؟ و حقا كه نميدانم اين كه نبشتم طاعت است يا معصيت؟ كاشكي يكبارگي ناداني شدمي تا از خود خلاصي يافتمي!...چون احوال عاشقان نويسم نشايد، چون احوال عاقلان نويسم هم نشايد و هر چه نويسم هم نشايد و اگر هيچ ننويسم هم نشايد و اگر گويم نشايد و اگر خاموش گردم هم نشايد و اگر اين واگويم نشايد و اگر وانگويم هم نشايد...و اگر خاموش شوم هم نشايد!»
آقاي خاتمي! حقا كه ديگر هر كار كني نشايد كه «از دست دادن فرصت، اندوهي گلوگير است.»
بيانيه ديروز خاتمي در مورد انتخابات چنين آغاز ميشد: «ملت شريف ايران! سخن را به نام خداي عزيز با «بث الشكوي» عين القضات آغاز مي كنم كه: هر چه مينويسم پنداري دلم خوش نيست و بيشتر آنچه اين روزها نبشتم همه آن است كه يقين ندانم كه نبشتنش بهتر است از نانبشتنش.»
«بث الشكوي» يعني عرضه كردن شكايت. يعني خاتمي دارد شكايتش را به مردم عرضه ميكند. بخشي از نوشته عين القضات كه خاتمي بيانيهاش را با آن آغاز كرده است اين طور ادامه پيدا ميكند: «اي دوست! نه هر چه درست و صواب بُوَد، روا بُوَد كه بگويند...و نبايد كه در بحري افكنم خود را كه ساحلش به ديد نبوَد. و چيزها نويسم بي خود كه چون واخود آيم بر آن پشيمان باشم و رنجور. اي دوست! ميترسم-و جاي ترس است-از مكر سرنوشت...حقا و به حرمت دوستي كه نميدانم اين كه مينويسم راه سعادت است كه ميروم يا راه شقاوت؟ و حقا كه نميدانم اين كه نبشتم طاعت است يا معصيت؟ كاشكي يكبارگي ناداني شدمي تا از خود خلاصي يافتمي!...چون احوال عاشقان نويسم نشايد، چون احوال عاقلان نويسم هم نشايد و هر چه نويسم هم نشايد و اگر هيچ ننويسم هم نشايد و اگر گويم نشايد و اگر خاموش گردم هم نشايد و اگر اين واگويم نشايد و اگر وانگويم هم نشايد...و اگر خاموش شوم هم نشايد!»
آقاي خاتمي! حقا كه ديگر هر كار كني نشايد كه «از دست دادن فرصت، اندوهي گلوگير است.»
آخوند مخفي!
محمد اشرفي اصفهاني (پسر اشرفي اصفهاني معروف) انگار نذر دارد در تمام دورههاي انتخابات مجلس نامزد شود و رأي هم نياورد! او كه روحاني است اينبار هم نامزد نمايندگي تهران شده است. پوستري چاپ كرده كه در سراسر بلوار (يا بزرگراه) اشرفي اصفهاني به در و ديوار زده اند. بانمك اين است كه در اين پوستر عكس بزرگي از چهره او چاپ شده كه درست از بالاي پيشاني و بناگوش در برش رفته است، طوري كه عمامهاش معلوم نيست. روي پوستر هم نوشته است: دكتر محمد اشرفي اصفهاني. البته اگر دقت كنيد جلو سينه عبا و قبايش لو ميدهد كه روحاني است.
امروز هم ديدم در يك پارچه نوشته بسيار بزرگ چكاد آزاد انديشان كه در خيابان جردن، سر اسفنديار نصب شده است، در ميان اسامي نامزدها، اسم عباسيفرد معاون (يا سخنگوي) سابق قوه قضائيه هم بود منتهي روي كلمه حجت الاسلام پيش از اسمش يك تكه كوچك پارچه سفيد چسبانده بودند و روي آن عنوان «دكتر» نوشته بودند.
ظاهرا آخوند بودن ديگر مايه مباهات آقايان نيست.
محمد اشرفي اصفهاني (پسر اشرفي اصفهاني معروف) انگار نذر دارد در تمام دورههاي انتخابات مجلس نامزد شود و رأي هم نياورد! او كه روحاني است اينبار هم نامزد نمايندگي تهران شده است. پوستري چاپ كرده كه در سراسر بلوار (يا بزرگراه) اشرفي اصفهاني به در و ديوار زده اند. بانمك اين است كه در اين پوستر عكس بزرگي از چهره او چاپ شده كه درست از بالاي پيشاني و بناگوش در برش رفته است، طوري كه عمامهاش معلوم نيست. روي پوستر هم نوشته است: دكتر محمد اشرفي اصفهاني. البته اگر دقت كنيد جلو سينه عبا و قبايش لو ميدهد كه روحاني است.
امروز هم ديدم در يك پارچه نوشته بسيار بزرگ چكاد آزاد انديشان كه در خيابان جردن، سر اسفنديار نصب شده است، در ميان اسامي نامزدها، اسم عباسيفرد معاون (يا سخنگوي) سابق قوه قضائيه هم بود منتهي روي كلمه حجت الاسلام پيش از اسمش يك تكه كوچك پارچه سفيد چسبانده بودند و روي آن عنوان «دكتر» نوشته بودند.
ظاهرا آخوند بودن ديگر مايه مباهات آقايان نيست.
یکشنبه، بهمن ۲۶، ۱۳۸۲
از نتيجه انتخابات تهران خيلي تعجب نكنيد اگر...
گذشته از تمام شرايط عجيب و غريبي كه در اين دوره انتخابات مجلس به وجود آمد و آن را به كلي بيمحتوي كرد و از ريخت انداخت، به نظر من چند نكته وجود دارد كه جماعت كمتر به آن توجه ميكنند.
1- پيش از اين بهترين وضعيت براي آقاي خامنهاي اين بود كه ميان دو جناح اصلي درون حاكميت نوعي توازن قدرت وجود داشته باشد تا در بزنگاههاي بروز اختلاف كه طبيعتاً در مهمترين مسائل به وجود ميآمد، نقش تعيين كننده و به اصطلاح «فصل الخطاب» به او برسد. يكي از دلايل اين كه آقاي خامنهاي در اين چند سال بيشتر طرف محافظهكاران را ميگرفت (علاوه بر نزديك بودن ديدگاههاي آنها با نظرات خودش) اين بود كه جناح محافظهكار براي حفظ سهمش از قدرت به حمايت او متكي بود. در واقع براي اين جناح تنها در بخش انتصابي حكومت سهم باقي مانده بود. اما در اين مرحله به نظر ميرسد آقاي خامنهاي قصد دارد جناح سومي را كه بيشتر به خودش و دفترش نزديك است وارد قدرت كند و به اين ترتيب اتكايش را به محافظهكاران سنت گرا و روحانيت سنتي قطع كند. ليست آبادگران كه به ليست رهبري معروف شده و گويا قرار است برنده اكثريت كرسيهاي مجلس آينده باشد، از همين نيروهاي سوم مرتبط با دفتر رهبري تشكيل شده است. اختلاف آبادگران با سران مؤتلفه بر سر قرار ندادن نام عسگراولادي، بادامچيان و آل اسحاق در فهرست انتخاباتي را هم در سايه همين بازي ميشود تفسير كرد. بنابراين بازنده پنهان انتخابات دوره هفتم مجلس در واقع جناح راست و محافظهكاران سنتي هستند.
2-در مورد نتيجه انتخابات تهران احتمالي وجود دارد كه از آن غفلت ميشود. جريان سوم نزديك به دفتر رهبري ممكن است دچار همان اشتباه محاسبهاي شده باشد كه اصلاحطلبان در انتخابات شوراي شهر دچار آن شدند. در آن انتخابات اصلاحطلبان در اين كه جناح مقابل بازنده قطعي انتخابات است ترديد نداشتند، بنابراين بيتوجه به رقيب، اختلافات دروني خودشان را حل نشده باقي گذاشتند. نتيجه اين شد كه با وجود اكثريت داشتن قدر مطلق آراي اصلاحطلبان، حتي يكي از آنها هم وارد شورا نشد. در واقع آراي اصلاحطلبان ميان تعداد بسيار زيادي نامزد اصلاحطلب از گروههاي مختلف تقسيم شد اما آراي جناح مقابل به طور منسجم به تنها ليست مورد قبول محافظهكاران رسيد.
اين بار ماجرا بر عكس شده است. محافظهكاران كه خود را بيرقيب ميدانند در تهران دست كم دو سه ليست مختلف دادهاند ولي اصلاحطلبان مغلوب و تحقير شده، تنها يك ليست نيم بند دادهاند. درست است كه اكثر مردم در انتخابات شركت نميكنند ولي از ميان همان تعدادي كه شركت ميكنند اگر آراي منسجمي به ليست ائتلاف براي ايران يا ليست كروبي داده شود ممكن است نتيجه غافلگيركنندهاي به دست آيد. هر چند به اين اصلاحطلبان ديگر هيچ اميدي نميتوان داشت!
گذشته از تمام شرايط عجيب و غريبي كه در اين دوره انتخابات مجلس به وجود آمد و آن را به كلي بيمحتوي كرد و از ريخت انداخت، به نظر من چند نكته وجود دارد كه جماعت كمتر به آن توجه ميكنند.
1- پيش از اين بهترين وضعيت براي آقاي خامنهاي اين بود كه ميان دو جناح اصلي درون حاكميت نوعي توازن قدرت وجود داشته باشد تا در بزنگاههاي بروز اختلاف كه طبيعتاً در مهمترين مسائل به وجود ميآمد، نقش تعيين كننده و به اصطلاح «فصل الخطاب» به او برسد. يكي از دلايل اين كه آقاي خامنهاي در اين چند سال بيشتر طرف محافظهكاران را ميگرفت (علاوه بر نزديك بودن ديدگاههاي آنها با نظرات خودش) اين بود كه جناح محافظهكار براي حفظ سهمش از قدرت به حمايت او متكي بود. در واقع براي اين جناح تنها در بخش انتصابي حكومت سهم باقي مانده بود. اما در اين مرحله به نظر ميرسد آقاي خامنهاي قصد دارد جناح سومي را كه بيشتر به خودش و دفترش نزديك است وارد قدرت كند و به اين ترتيب اتكايش را به محافظهكاران سنت گرا و روحانيت سنتي قطع كند. ليست آبادگران كه به ليست رهبري معروف شده و گويا قرار است برنده اكثريت كرسيهاي مجلس آينده باشد، از همين نيروهاي سوم مرتبط با دفتر رهبري تشكيل شده است. اختلاف آبادگران با سران مؤتلفه بر سر قرار ندادن نام عسگراولادي، بادامچيان و آل اسحاق در فهرست انتخاباتي را هم در سايه همين بازي ميشود تفسير كرد. بنابراين بازنده پنهان انتخابات دوره هفتم مجلس در واقع جناح راست و محافظهكاران سنتي هستند.
2-در مورد نتيجه انتخابات تهران احتمالي وجود دارد كه از آن غفلت ميشود. جريان سوم نزديك به دفتر رهبري ممكن است دچار همان اشتباه محاسبهاي شده باشد كه اصلاحطلبان در انتخابات شوراي شهر دچار آن شدند. در آن انتخابات اصلاحطلبان در اين كه جناح مقابل بازنده قطعي انتخابات است ترديد نداشتند، بنابراين بيتوجه به رقيب، اختلافات دروني خودشان را حل نشده باقي گذاشتند. نتيجه اين شد كه با وجود اكثريت داشتن قدر مطلق آراي اصلاحطلبان، حتي يكي از آنها هم وارد شورا نشد. در واقع آراي اصلاحطلبان ميان تعداد بسيار زيادي نامزد اصلاحطلب از گروههاي مختلف تقسيم شد اما آراي جناح مقابل به طور منسجم به تنها ليست مورد قبول محافظهكاران رسيد.
اين بار ماجرا بر عكس شده است. محافظهكاران كه خود را بيرقيب ميدانند در تهران دست كم دو سه ليست مختلف دادهاند ولي اصلاحطلبان مغلوب و تحقير شده، تنها يك ليست نيم بند دادهاند. درست است كه اكثر مردم در انتخابات شركت نميكنند ولي از ميان همان تعدادي كه شركت ميكنند اگر آراي منسجمي به ليست ائتلاف براي ايران يا ليست كروبي داده شود ممكن است نتيجه غافلگيركنندهاي به دست آيد. هر چند به اين اصلاحطلبان ديگر هيچ اميدي نميتوان داشت!
جايزه world press براي عطا!
عطا طاهر كناره، رفيق و همكارم در روزنامه همشهري، برنده جايزه دوم
تك عكس خبري مسابقه بسيار بسيار معتبر عكاسي مطبوعاتي world press photo شده است. جايزه گرفتن در اين مسابقه روياي تمام عكاسان مطبوعاتي جهان است و چيزي هم رديف اسكار در سينما به حساب ميآيد. اين دومين باري است كه يك عكاس ايراني در اين مسابقه جايزه ميگيرد. اولين بار سيف الله صمديان در بخش زندگي روزمره جايزه را برده بود- سالها پيش البته، در سال 1991. با عطا مصاحبهاي كردهام كه روز سهشنبه در ايرانشهر چاپ ميشود.
پينوشت: گفتگوي عطا روي سايت همشهري
عطا طاهر كناره، رفيق و همكارم در روزنامه همشهري، برنده جايزه دوم
تك عكس خبري مسابقه بسيار بسيار معتبر عكاسي مطبوعاتي world press photo شده است. جايزه گرفتن در اين مسابقه روياي تمام عكاسان مطبوعاتي جهان است و چيزي هم رديف اسكار در سينما به حساب ميآيد. اين دومين باري است كه يك عكاس ايراني در اين مسابقه جايزه ميگيرد. اولين بار سيف الله صمديان در بخش زندگي روزمره جايزه را برده بود- سالها پيش البته، در سال 1991. با عطا مصاحبهاي كردهام كه روز سهشنبه در ايرانشهر چاپ ميشود.
پينوشت: گفتگوي عطا روي سايت همشهري
اشتراک در:
پستها (Atom)