كاهش سختگيري مميزي در تلويزيون لاريجاني
برنامههاي تلويزيون در نوروز امسال تغييرات مهمي كرده است. جالبتر از همه تغيير در شيوه و ميزان مميزي است. اولين نشانه اين تغيير را من در پخش فيلم the maid (خدمتكار) ديدم. در اين فيلم مارتين شين آمريكايي نقش يك كارشناس امور مالي را بازي ميكند كه براي كمك به يك مؤسسه سرمايهگزاري فرانسوي به پاريس ميرود و آنجا عاشق زني زيبا با بازي هنرپيشه فرانسوي، ژاكلين بيسه ميشود. بعد با ترتيب عجيب و غريبي به عنوان خدمتكار و پرستار بچه در خانه او مشغول كار ميشود. كاملاً پيداست كه موضوع فيلم عشق و سكس است. بيسه نقش زني اغواگر را بازي ميكند كه از جذابيت زنانهاش براي پيش بردن كارش استفاده ميكند. (ميتوانيد از تماشاي عكسهاي بيسه در صحنههاي مختلف اين فيلم مستفيذ شويد، اينجا)
از جمله صحنههايي كه تماشايش از تلويزيون جمهوري اسلامي عالمي داشت، صحنهاي بود كه بيسه از بيرون آمده بود و بياعتنا به حضور مارتين شين جلوي او لباسش را عوض كرد. البته در اين صحنه با درشت كردن تصوير، اندام بيسه را سانسور كرده بودند، اما از حركات او و نگاه شين كاملا پيدا بود كه چه خبر است. صحنه ديگر جايي بود كه بيسه و مرد ديگري (رقيب شين) آخر شب و پس از يك مهماني شام، شين را دك كردند و در خانه تنها ماندند تا با هم بخوابند. صحنهاي هم بين بيسه و شين ميگذشت كه معلوم بود قرار است چه اتفاقات بيناموسي در آن بيفتد. آن اتفاقات البته سانسور شده بود اما تصوير به صحنهاي كات ميشد كه شين صبح روز بعد در يك تختخواب دو نفره به هم ريخته از خواب بيدار ميشد و با دست و بعد نگاه دنبال چيزي يا كسي ميگشت كه سر جايش نبود!
علاوه بر اين فيلم كه از بن «مورد» داشت، در فيلمهاي ديگر هم سانسور يقه باز و لباس چسبان خانمها، چهرههاي خوشگل و آرايش كرده، رفتارهاي اغواگرانه، مشروب خوردن و ... آشكارا با سختگيري كمتري انجام شده بود. همين ديروز يا پريروز خانمي را نشان داد كه دامن خيلي كوتاه پوشيده بود و چند لحظهاي رانهايش پيدا شد. (ما البته چشممان را درويش كرديم!)
خلاصه اينجوريهاست.
شنبه، فروردین ۰۸، ۱۳۸۳
سهشنبه، فروردین ۰۴، ۱۳۸۳
کافی نت دهِ ما!
اين پست را از نطنز می فرستم. همراه بچه ها دو سه روزی است که به نطنز آمده ايم، برای ديدن مادر من. امروز داشتم از خيابان اصلی شهر رد می شدم که ديدم روی شيشه يک مغازه نوشته است: ارائه خدمات اينترنتی، اشتراک اينترنت، کافی نت و...
نطنز شهر بسيار کوچکی است در حاشيه کوير مرکزی ايران؛ بين اصفهان و کاشان. من در اين شهر بزرگ شده ام و اينجا را خيلی دوست دارم. از اين که ديدم اينترنت به اينجا هم راه پيدا کرده است کلی حال کردم. ده ما هم کافی نت دار شده است. مرسی!
پينوشت: سرعت اينترنت در نطنز بسيار كم بود و براي باز شدن هر صفحه بايد چهار، پنج دقيقهاي صبر ميكردم. (اينها را دو روز بعد در تهران اضافه ميكنم) به گفته مسئول كافينت نطنز، آنها از خط ديتاي شركت مخابرات استفاده ميكنند، كارشان را از تيرماه گذشته آغاز كردهاند و تعداد كاربران بسيار اندك است. مسئول كافينت البته ميگفت به تدريج تعداد كساني كه از اينترنت استفاده ميكنند رو به افزايش است و اوضاع كمكم به سمتي ميرود كه اين كار صرفه اقتصادي پيدا ميكند.
اين پست را از نطنز می فرستم. همراه بچه ها دو سه روزی است که به نطنز آمده ايم، برای ديدن مادر من. امروز داشتم از خيابان اصلی شهر رد می شدم که ديدم روی شيشه يک مغازه نوشته است: ارائه خدمات اينترنتی، اشتراک اينترنت، کافی نت و...
نطنز شهر بسيار کوچکی است در حاشيه کوير مرکزی ايران؛ بين اصفهان و کاشان. من در اين شهر بزرگ شده ام و اينجا را خيلی دوست دارم. از اين که ديدم اينترنت به اينجا هم راه پيدا کرده است کلی حال کردم. ده ما هم کافی نت دار شده است. مرسی!
پينوشت: سرعت اينترنت در نطنز بسيار كم بود و براي باز شدن هر صفحه بايد چهار، پنج دقيقهاي صبر ميكردم. (اينها را دو روز بعد در تهران اضافه ميكنم) به گفته مسئول كافينت نطنز، آنها از خط ديتاي شركت مخابرات استفاده ميكنند، كارشان را از تيرماه گذشته آغاز كردهاند و تعداد كاربران بسيار اندك است. مسئول كافينت البته ميگفت به تدريج تعداد كساني كه از اينترنت استفاده ميكنند رو به افزايش است و اوضاع كمكم به سمتي ميرود كه اين كار صرفه اقتصادي پيدا ميكند.
جمعه، اسفند ۲۹، ۱۳۸۲
سال خوب!
همينجوري الكي به دلم افتاده كه سال آينده سال خوبي خواهد بود؛ هيچ دليل خاصي هم براي اين احساس ندارم. ميدانم كه خيلي چيزها وجود دارد كه آدم ميتواند از آنها نتيجه بگيرد كه سال خوبي پيش رويمان نيست، اما خيال ندارم اين احساس خوشبيني الكيام را ناديده بگيرم. هر چه باشد اين كه آدم الكي خوشبين باشد بهتر از اين است كه الكي بدبين باشد!
سال نو مبارك!
همينجوري الكي به دلم افتاده كه سال آينده سال خوبي خواهد بود؛ هيچ دليل خاصي هم براي اين احساس ندارم. ميدانم كه خيلي چيزها وجود دارد كه آدم ميتواند از آنها نتيجه بگيرد كه سال خوبي پيش رويمان نيست، اما خيال ندارم اين احساس خوشبيني الكيام را ناديده بگيرم. هر چه باشد اين كه آدم الكي خوشبين باشد بهتر از اين است كه الكي بدبين باشد!
سال نو مبارك!
سهشنبه، اسفند ۲۶، ۱۳۸۲
چهارشنبه سوري كوچه تنديس
چند دقيقه پيش از كوچه تنديس جردن آمدم. زندهام و حالم خوب است! ميدان جنگ بود واقعاً. كوچه تنديس كه دفتر روزنامه هم در آن است، از معروفترين كوچههاي تهران در مورد چهارشنبه سوري است. آخر شب اگر به آن وارد شوي، سالم در رفتنت با كرام الكاتبين است. امسال بر خلاف سالهاي قبل، تب چهارشنبه سوري از چندين شب پيشتر شروع نشده بود. گفته ميشد علت، مبارزه جدياي بوده كه نيروي انتظامي امسال با فروشندگان مواد آتشزا كرده است. گويا از مدتها قبل در خيابان مولوي كه مركز فروش ترقه و مواد آتشزا است همه چيز را كنترل كرده بودند. اما جماعت همان موادي را كه به هر حال به دست آورده بودند براي امشب نگه داشته بودند و از خجالتش حسابي در آمدند. از نيروي انتظامي هم، بر خلاف سالهاي قبل (البته تا وقتي من آنجا بودم) خبري نبود.
پينوشت: خبر ايسنا از حوادث ناگوار امشب كه تا كنون به نابينايي دو چشم و قطع يك دست انجاميده و عكسهاي دلخراش حادثه ديدگان.
چند دقيقه پيش از كوچه تنديس جردن آمدم. زندهام و حالم خوب است! ميدان جنگ بود واقعاً. كوچه تنديس كه دفتر روزنامه هم در آن است، از معروفترين كوچههاي تهران در مورد چهارشنبه سوري است. آخر شب اگر به آن وارد شوي، سالم در رفتنت با كرام الكاتبين است. امسال بر خلاف سالهاي قبل، تب چهارشنبه سوري از چندين شب پيشتر شروع نشده بود. گفته ميشد علت، مبارزه جدياي بوده كه نيروي انتظامي امسال با فروشندگان مواد آتشزا كرده است. گويا از مدتها قبل در خيابان مولوي كه مركز فروش ترقه و مواد آتشزا است همه چيز را كنترل كرده بودند. اما جماعت همان موادي را كه به هر حال به دست آورده بودند براي امشب نگه داشته بودند و از خجالتش حسابي در آمدند. از نيروي انتظامي هم، بر خلاف سالهاي قبل (البته تا وقتي من آنجا بودم) خبري نبود.
پينوشت: خبر ايسنا از حوادث ناگوار امشب كه تا كنون به نابينايي دو چشم و قطع يك دست انجاميده و عكسهاي دلخراش حادثه ديدگان.
یکشنبه، اسفند ۲۴، ۱۳۸۲
تهديد كيهان
چه غوغايي به پا كرده است كيهان. سرمقاله امروز شريعتمداري از آن سرمقالههاي شش ستوني آنچناني است. عنوان آن «چرا از ترس، مرگ خودكشي كنيم» است و به ماجراهاي اتمي ايران ميپردازد. (نميدانم سايت كيهان چه مرگش است، نميشود لينك داد) كل ماجرا اين است كه خلاصه «ديديد گفتم از npt خارج شويد؟... گوش نكرديد... حالا بفرماييد!» حسين شريعتمداري در اين مقاله از ساده لوحي مسئولان كشور گلايه كرده است و مينويسد: تنها راه باقي مانده آن است كه جمهوري اسلامي الف-تمامي همكاريهاي خود با آژانس را متوقف كند ب-با اعلام يك ضرب الاجل (حداكثر سه ماهه) آژانس را مجبور به پذيرش حق قانوني ايران در بهره گيري از فعاليت هستهاي صلحآميز كند ج- غني سازي اورانيوم را كه تعليق آن داوطلبانه (و البته غير قانوني بودهاست) از سر گيرد د- بعد از پايان ضرب الاجل سه ماهه، در صورتي كه آژانس به برخوردهاي خصمانه و غيرقانوني خود ادامه داد... از npt خارج شود.
او در پايان نوشته است: اگر تهديد مقامات كشورمان كه ورود بازرسان آژانس را متوقف كردهاند (به قول خارجيها) جدي نباشد، آيا مردم پاكباخته و عاشق امام و خلف حاضر او ننگ حضور دوباره بازرسان آژانس در سرزمين شهداء را ميپذيرند؟... به يقين، مسلمانان غيرتمند و جوانان پاكباخته اين ننگ را تحمل نخواهند كرد ... باور نداريد؟...
(سه نقطهچين آخر از اصل مقاله است و مقاله همين جا پايان مييابد).
چه غوغايي به پا كرده است كيهان. سرمقاله امروز شريعتمداري از آن سرمقالههاي شش ستوني آنچناني است. عنوان آن «چرا از ترس، مرگ خودكشي كنيم» است و به ماجراهاي اتمي ايران ميپردازد. (نميدانم سايت كيهان چه مرگش است، نميشود لينك داد) كل ماجرا اين است كه خلاصه «ديديد گفتم از npt خارج شويد؟... گوش نكرديد... حالا بفرماييد!» حسين شريعتمداري در اين مقاله از ساده لوحي مسئولان كشور گلايه كرده است و مينويسد: تنها راه باقي مانده آن است كه جمهوري اسلامي الف-تمامي همكاريهاي خود با آژانس را متوقف كند ب-با اعلام يك ضرب الاجل (حداكثر سه ماهه) آژانس را مجبور به پذيرش حق قانوني ايران در بهره گيري از فعاليت هستهاي صلحآميز كند ج- غني سازي اورانيوم را كه تعليق آن داوطلبانه (و البته غير قانوني بودهاست) از سر گيرد د- بعد از پايان ضرب الاجل سه ماهه، در صورتي كه آژانس به برخوردهاي خصمانه و غيرقانوني خود ادامه داد... از npt خارج شود.
او در پايان نوشته است: اگر تهديد مقامات كشورمان كه ورود بازرسان آژانس را متوقف كردهاند (به قول خارجيها) جدي نباشد، آيا مردم پاكباخته و عاشق امام و خلف حاضر او ننگ حضور دوباره بازرسان آژانس در سرزمين شهداء را ميپذيرند؟... به يقين، مسلمانان غيرتمند و جوانان پاكباخته اين ننگ را تحمل نخواهند كرد ... باور نداريد؟...
(سه نقطهچين آخر از اصل مقاله است و مقاله همين جا پايان مييابد).
اشتراک در:
پستها (Atom)