جمعه، فروردین ۱۴، ۱۳۸۸

۹ دوره ریاست جمهوری در ایران و حوادث مهم آن

نظام جمهوری اسلامی ایران در سی سال حیات خود شش رئیس جمهوری داشته است. دو رئیس جمهوری اول ایران نتوانستند دوران چهار ساله مسئولیت خود را به پایان برسانند؛ اولی برکنار شد و از ایران گریخت و دومی ترور شد. اما سه رئیس جمهوری که در پی آمدند، هر یک دو دوره پیاپی در این سمت بودند.

در آستانه دهمین دوره ریاست جمهوری ایران، آمار ۹ دوره پیشین انتخابات و مهم ترین تحولات و حوادثی را که در هر دوره اتفاق افتاد مرور می کنیم.


دوره اول

- تاریخ برگزاری: ۵ بهمن ۱۳۵۸

- رئیس جمهوری منتخب: ابوالحسن بنی صدر با ۱۰ میلیون و ۷۵۳ هزار و ۷۵۲ رای

- نفر دوم: احمد مدنی

- تعداد نامزدها: ۱۲۴ نفر

- رقبای نهایی: ۹۵ نفر

- تعداد واجدان شرایط: ۲۰ میلیون و ۹۹۳ هزار و ۶۴۳ نفر

- تعداد رای دهندگان: ۱۴ میلیون و ۱۵۲ هزار و ۸۸۷ نفر

- درصد مشارکت: ۶۷.۴ درصد

تحولات و حوادث مهم:

۷ خرداد ۱۳۵۹: تشکیل اولین دوره مجلس شورای اسلامی

۲۳ خرداد ۱۳۵۹: صدور فرمان تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی از سوی آیت الله خمینی

۱۹ مرداد ۱۳۵۹: معرفی محمدعلی رجایی به عنوان نخست وزیر به مجلس

۳۱ شهریور ۱۳۵۹: آغاز جنگ عراق با ایران

۳۰ دی ۱۳۵۹: آزادی آخرین گروگانهای آمریکایی و پایان بحران گروگانگیری

۲۰ خرداد ۱۳۶۰: برکناری ابوالحسن بنی صدر از فرماندهی نیروهای مسلح

۲۵ خرداد ۱۳۶۰: اعلام ارتداد اعضای جبهه ملی توسط آیت الله خمینی

۳۰ خرداد ۱۳۶۰: ورود سازمان مجاهدین خلق به جنگ مسلحانه با حکومت

۳۱ خرداد ۱۳۶۰: رای مجلس اول به عدم کفایت سیاسی رئیس جمهوری

۱ تیر ۱۳۶۰: برکناری ابوالحسن بنی صدر از ریاست جمهوری به وسیله آیت الله خمینی


دوره دوم

- تاریخ برگزاری: ۲ مرداد ۱۳۶۰

- رئیس جمهوری منتخب: محمدعلی رجایی با ۱۲ میلیون و ۷۷۰ هزار و ۵۰ رای

- نفر دوم: عباس شیبانی

- تعداد نامزدها: ۷۱ نفر

- رقبای نهایی: ۴ نفر

- تعداد واجدان شرایط: ۲۲ میلیون و ۶۸۷ هزار و ۱۷ نفر

- تعداد رای دهندگان: ۱۴ میلیون و ۵۷۳ هزار و ۸۰۳ نفر

- درصد مشارکت: ۶۴.۲ درصد

تحولات و حوادث مهم:

(پس از برکناری ابوالحسن بنی صدر از ریاست جمهوری، دولت محمدعلی رجایی تا تشکیل دولت بعدی به نخست وزیری محمدجواد باهنر به کار خود ادامه داد. درگیری میان حکومت و سازمان مجاهدین خلق ایران ادامه یافت. روز ۷ تیر ۱۳۶۰ دفتر حزب جمهوری منفجر شد و رهبر آن محمد بهشتی و عده زیادی از اعضای حزب کشته شدند)

۱۳ مرداد ۱۳۶۰: معرفی محمدجواد باهنر به عنوان نخست وزیر به مجلس

۸ شهریور ۱۳۶۰: کشته شدن محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر در انفجاری در ساختمان نخست وزیری


دوره سوم

- تاریخ برگزاری: ۱۰ مهر ۱۳۶۰

- رئیس جمهوری منتخب: علی خامنه ای با ۱۵ میلیون و ۹۰۵ هزار و ۹۸۷ رای

- نفر دوم: اکبر پرورش

- تعداد نامزدها: ۴۶ نفر

- رقبای نهایی: ۴ نفر

- تعداد واجدان شرایط: ۲۲ میلیون و ۶۸۷ هزار و ۱۷ نفر

- تعداد رای دهندگان: ۱۶ میلیون و ۸۴۷ هزار و ۷۱۷ نفر

- درصد مشارکت: ۷۴.۲ درصد

تحولات و حوادث مهم:

(پس از انفجار دفتر نخست وزیری و کشته شدن رئیس جمهوری و نخست وزیر، محمدرضا مهدوی کنی مأمور تشکیل دولت موقت و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری شد. دولت او روز ۵ مهر ۱۳۵۹ تشکیل ستاد بسیج اقتصادی را تصویب و سهمیه بندی کالاهای اساسی را آغاز کرد)

۵ آبان ۱۳۶۰: معرفی میرحسین موسوی به عنوان نخست وزیر به مجلس

۳ خرداد ۱۳۶۱: آزادی خرمشهر

۲۷ آذر ۱۳۶۱: بازگشایی دانشگاه ها پس از انقلاب فرهنگی

بهمن ۱۳۶۱: دستگیری رهبران حزب توده و بسته تر شدن فضای سیاسی

۷ خرداد ۱۳۶۳: آغاز به کار دوره دوم مجلس شورای اسلامی


دوره چهارم

- رئیس جمهوری منتخب: علی خامنه ای با ۱۲ میلیون و ۲۰۵ هزار و ۱۲ رای

- نفر دوم: حبیب الله عسکراولادی

- تعداد نامزدها: ۵۰ نفر

- رقبای نهایی: ۳ نفر

- تعداد واجدان شرایط: ۲۵ میلیون و ۹۹۳ هزار و ۸۰۲ نفر

- تعداد رای دهندگان: ۱۴ میلیون و ۲۳۸ هزار و ۵۸۷ نفر

- درصد مشارکت: ۵۴.۷ درصد

تحولات و حوادث مهم:

۱۸ مهر ۱۳۶۴: معرفی دوباره موسوی به نخست وزیری، به اصرار آیت الله خمینی و به رغم میل علی خامنه ای

۱۲ خرداد ۱۳۶۶: انحلال حزب جمهوری اسلامی به دلیل بروز اختلاف در مورد مشی اقتصادی

۱۶ دی ۱۳۶۶: نامه آیت الله خمینی به علی خامنه ای در انتقاد از سخنانش در نماز جمعه و تأکید بر مطلقه بودن ولایت فقیه

۱۷ بهمن ۱۳۶۶: دستور تشکیل مجمع تشخیص مصحلت از سوی آیت الله خمینی برای حل اختلاف مجلس و شورای نگهبان

۲۵ فروردین ۱۳۶۷: موافقت آیت الله خمینی با تشکیل مجمع روحانیون مبارز توسط انشعاب کنندگان از جامعه روحانیت مبارز تهران

۷ خرداد ۱۳۶۷: تشکیل سومین دوره مجلس شورای اسلامی با اکثریت جناح چپ

۲۹ تیر ۱۳۶۷: پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط ایران

۳ مرداد ۱۳۶۷: ورود نیروهای مجاهدین خلق به ایران (عملیات فروغ جاویدان) و سرکوب آنها (عملیات مرصاد) که اعدام گسترده زندانیان سیاسی را در پی داشت.

۱۵ شهریور ۱۳۶۷: مخالفت آیت الله خمینی با استعفای میرحسین موسوی از نخست وزیری

۲۵ بهمن ۱۳۶۷: صدور فتوای قتل سلمان رشدی توسط آیت الله خمینی

۸ فروردین ۱۳۶۸: برکناری آیت الله منتظری از قائم مقامی رهبری

۱۳ خرداد ۱۳۶۸: درگذشت آیت الله خمینی

۱۴ خرداد ۱۳۶۸: انتخاب علی خامنه ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی توسط مجلس خبرگان

۶ مرداد ۱۳۶۸: همه پرسی اصلاح قانون اساسی، حذف نخست وزیری و حذف شرط مرجعیت برای رهبری


دوره پنجم

- تاریخ برگزاری: ۶ مرداد ۱۳۶۸

- رئیس جمهوری منتخب: اکبر هاشمی رفسنجانی با ۱۵ میلیون و ۵۵۰ هزار و ۵۲۸ رای

- نفر دوم: عباس شیبانی

- تعداد نامزدها: ۷۹ نفر

- رقبای نهایی: ۲ نفر

- تعداد واجدان شرایط: ۳۰ میلیون و ۱۳۹ هزار و ۵۹۸ نفر

- تعداد رای دهندگان: ۱۶ میلیون و ۴۵۲ هزار و ۶۷۷ نفر

- درصد مشارکت: ۵۴.۶ درصد

تحولات و حوادث مهم:

اجرای اولین برنامه توسعه پس از انقلاب و آغاز اجرای سیاست تعدیل اقتصادی

در پیش گرفتن سیاست تنش زدایی در روابط خارجی

آغاز اجرای سیاست گفتگوی انتقادی اتحادیه اروپا با ایران

۷ خرداد ۱۳۷۱: آغاز به کار دوره چهارم مجلس شورای اسلامی

۲۶ شهریور ۱۳۷۱: قتل ۴ تن از مخالفان سیاسی ایران در رستوران میکونوس در برلین


دوره ششم

- تاریخ برگزاری: ۲۱ خرداد ۱۳۷۲

- رئیس جمهوری منتخب: اکبر هاشمی رفسنجانی با ۱۰ میلیون و ۵۶۶ هزار و ۴۹۹ رای

- نفر دوم: احمد توکلی

- تعداد نامزدها: ۱۲۸ نفر

- رقبای نهایی: ۴ نفر

- تعداد واجدان شرایط: ۳۳ میلیون و ۱۵۶ هزار و ۵۵ نفر

- تعداد رای دهندگان: ۱۶ میلیون و ۷۶۹ هزار و ۷۸۷ نفر

- درصد مشارکت: ۵۰.۵ درصد

تحولات و حوادث مهم:

عقب نشینی دولت از اجرای سیاست تعدیل اقتصادی

۲۷ تیر ۱۳۷۳: انفجار در مرکز فرهنگی یهودیان در آرژانتین که ایران به دست داشتن در آن متهم شد و آن را رد کرد

۲۴ اسفند ۱۳۷۳: امضای قانون تحریم سرمایه گذاری های بزرگ در ایران (قانون داماتو) توسط بیل کلینتون

اسفند ۱۳۷۴: تأسیس حزب کارگزاران سازندگی در آستانه انتخابات مجلس پنجم

۱۲ خرداد ۱۳۷۵: آغاز به کار دوره پنجم مجلس شورای اسلامی

۵ تیر ۱۳۷۵: انفجار در پایگاه نظامیان آمریکایی الخبر در عربستان که ایران به دست داشتن در آن متهم شد ولی آن را رد کرد

۱۷ مرداد ۱۳۷۵: توطئه نافرجام انداختن اتوبوس حامل نویسندگان منتقد به دره در راه ارمنستان

۲۱ فروردین ۱۳۷۶: متهم شدن رسمی مقامات ایران به دست داشتن در قتل مخالفان توسط دادگاه میکونوس


دوره هفتم

- تاریخ برگزاری: ۲ خرداد ۱۳۷۶

- رئیس جمهوری منتخب: محمد خاتمی با ۲۰ میلیون و ۱۳۸ هزار و ۷۸۴ رای

- نفر دوم: علی اکبر ناطق نوری

- تعداد نامزدها: ۲۳۸ نفر

- رقبای نهایی: ۴ نفر

- تعداد واجدان شرایط: ۳۶ میلیون و ۴۶۶ هزار و ۴۸۷ نفر

- تعداد رای دهندگان: ۲۹ میلیون و ۱۴۵ هزار و ۷۴۵ نفر

- درصد مشارکت: ۷۹.۹ درصد

تحولات و حوادث مهم:

۱۷ خرداد ۱۳۷۷: آغاز محاکمه کرباسچی شهردار تهران

۳۱ خرداد ۱۳۷۷: استیضاح و برکناری عبدالله نوری وزیر کشور

۱۱ اردیبهشت ۱۳۷۷: استیضاح مهاجرانی، وزیر ارشاد و ابقای او

پائیز ۱۳۷۷: قتل های زنجیره ای منتقدان حکومت

۱۵ دی ۱۳۷۷: اطلاعیه وزارت اطلاعات مبنی بر دست داشتن 'عناصر خودسر' در قتل ها

۷ اسفند ۱۳۷۷: برگزاری نخستین دوره انتخابات شوراهای شهر و روستا

۱۸ تیر ۱۳۷۸: حمله به کوی دانشگاه تهران که به ناآرامی های دانشجویی انجامید

۲۲ اسفند ۱۳۷۸: ترور سعید حجاریان

۱ اردیبهشت ۱۳۷۹: سخنرانی آیت الله خامنه ای که توقیف گسترده مطبوعات را در پی داشت

۷ خرداد ۱۳۷۹: تشکیل ششمین دوره مجلس با اکثریت اصلاح طلب

۲۴ آذر ۱۳۷۹: کناره گیری مهاجرانی از وزارت ارشاد در پی انتقاد علنی آیت الله خامنه ای

۲۰ شهریور ۱۳۸۰: حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر در آمریکا

۱۵ مهر ۱۳۸۰: آغاز حمله آمریکا به افغانستان

۱۰ بهمن ۱۳۸۰: نام برده شدن از ایران در کنار عراق و کره شمالی به عنوان 'محور شرارت' توسط جورج بوش


دوره هشتم

- تاریخ برگزاری: ۱۸ خرداد ۱۳۸۰

- رئیس جمهوری منتخب: محمد خاتمی با ۲۱ میلیون و ۶۵۹ هزار و ۵۳ رای

- نفر دوم: احمد توکلی

- تعداد نامزدها: ۸۱۴ نفر

- رقبای نهایی: ۱۰ نفر

- تعداد واجدان شرایط: ۴۲ میلیون و ۱۷۰ هزار و ۲۳۰ نفر

- تعداد رای دهندگان: ۲۸ میلیون و ۸۱ هزار و ۹۳۰ نفر

- درصد مشارکت: ۶۶.۶ درصد

تحولات و حوادث مهم:

۱۹ اسفند ۱۳۸۱: برگزاری دومین دوره انتخابات شوراها که اصلاح طلبان در آن شکست خوردند

۲۹ اسفند ۱۳۸۱: آغاز حمله آمریکا به عراق

۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۲: انتخاب محمود احمدی نژاد به عنوان شهردار تهران

۲۰ تیر ۱۳۸۲: مرگ زهرا کاظمی، خبرنگار عکاسی که در بازداشت به سر می برد

۵ دی ۱۳۸۲: زلزله بم

۲۰ دی ۱۳۸۲: رد صلاحیت گسترده نامزدهای انتخابات مجلس و تحصن نمایندگان اصلاح طلب

۳۰ فروردین ۱۳۸۳: پس گرفتن لوایح دوگانه رئیس جمهوری پس از مخالفت شورای نگهبان

۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۳: جلوگیری از افتتاح فرودگاه امام خمینی توسط سپاه پاسداران

۷ خرداد ۱۳۸۳: آغاز به کار مجلس هفتم با اکثریت اصولگرا

۳۱ شهریور ۱۳۸۳: مخالفت مجلس هفتم با قراردادهای ترک سل و تاو

۱۲ مهر ۱۳۸۳: استیضاح و برکناری احمد خرم، وزیر راه و ترابری

۲ آذر ۱۳۸۳: آغاز تعلیق غنی سازی اورانیوم توسط ایران

۸ مرداد ۱۳۸۴: اعلام تصمیم ایران بر از سر گیری غنی سازی در آخرین روزهای دولت هشتم


دوره نهم

مرحله اول

- تاریخ برگزاری: ۲۷ خرداد ۱۳۸۴

- راه یافتگان به مرحله دوم:

- اکبر هاشمی رفسنجانی با ۶ میلیون و ۱۹۰ هزار و ۱۲۲ رای

- محمود احمدی نژاد با ۵ میلیون و ۷۱۸ هزار و ۱۲۹ رای

- تعداد نامزدها: ۱۰۱۴ نفر

- رقبای نهایی: ۸ نفر

- تعداد واجدان شرایط: ۴۶ میلیون و ۷۶۸ هزار و ۴۱۸ نفر

- تعداد رای دهندگان: ۲۹ میلیون و ۴۰۰ هزار و ۸۵۷ نفر

- درصد مشارکت: ۶۲.۸ درصد

مرحله دوم

- تاریخ برگزاری: ۳ تیر ۱۳۸۴

- رئیس جمهوری منتخب: محمود احمدی نژاد با ۱۷ میلیون و ۲۴۸ هزار و ۷۸۲ رای

- تعداد رای دهندگان: ۲۷ میلیون و ۹۵۸ هزار و ۹۳۱ نفر

- درصد مشارکت: ۵۹.۸ درصد

تحولات و حوادث مهم:

۴ آبان ۱۳۸۴: انکار هولوکاست و اشاره به پاک شدن اسرائیل از نقشه توسط آقای احمدی نژاد

۱۱ آبان ۱۳۸۴: تصویب آئین نامه واگذاری سهام عدالت در دولت

۲۵ دی ۱۳۸۴: ارائه طرح وام دادن به بنگاه های زودبازده در بودجه سال ۸۵

۱۵ بهمن ۱۳۸۴: تصمیم آژانس برای ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت

۹ مرداد ۱۳۸۵: صدور نخستین قطعنامه شورای امنیت در باره پرونده هسته ای ایران

۲۴ آذر ۱۳۸۵: انتخابات سومین دوره شوراها

۱۸ تیر ۱۳۸۶: انحلال سازمان مدیریت و برنامه ریزی

۱۵ بهمن ۱۳۸۶: انحلال شوراهای عالی توسط رئیس جمهوری

۷ خرداد ۱۳۸۷: آغاز به کار مجلس هشتم با اکثریت اصولگرا

۶ مهر ۱۳۸۷: مصوبه مجمع تشخیص مصلحت برای احیای شوراهای عالی

۱۵ آبان ۱۳۸۷: پیام تبریک احمدی نژاد به اوباما رئیس جمهوری منتخب آمریکا

۱ فروردین ۱۳۸۸: پیام نوروزی اوباما به مردم و رهبران ایران

جمعه، اسفند ۰۲، ۱۳۸۷

احمد رشیدی مطلق که بود؟

هویت نویسنده مقاله ای که در دی ماه 1356 در روزنامه اطلاعات منتشر شد و می توان گفت جرقه انقلاب اسلامی را در ایران زد، سال ها ناشناخته مانده بود. این مقاله با امضای مستعار «احمد رشیدی مطلق» منتشر شد. امروز مستندی در تلویزیون فارسی بی بی سی پخش شد که در آن داریوش همایون، وزیر اطلاعات و جهانگردی وقت که پاکت حاوی مقاله را شخصا به مسئولان روزنامه اطلاعات داده بود، گفت که نویسنده آن مقاله، روزنامه نگاری قدیمی به نام علی شعبانی بوده است.

گفتن و نوشتن

«و احتیاط باید کردن نویسندگان را در هر چه نویسند که از گفتار باز توان ایستاد و از نبشتن باز نتوان ایستاد و نبشته باز نتوان گردانید».
ابولفضل بهقی - مجلد دهم تاریخ بیهقی

شنبه، تیر ۱۵، ۱۳۸۷

به توپ بستن مجلس؛ کشمکش صد ساله که ادامه دارد

(برای بی بی سی) یک صد سال از زمانی می گذرد که قوای قزاق به دستور محمدعلی شاه قاجار ساختمان مجلس شورای ملی را به توپ بستند و به عمر نخستین دوره پارلمان در ایران پایان دادند. پس از آن دوره ای آغاز شد که به "استبداد صغیر" مشهور است. محمدعلی شاه در دوران ولیعهدی و در آخرین روزهای عمر پدرش - مظفرالدین شاه - با سران نهضت مشروطه همراهی کرد. هنگامی که او از تبریز به تهران آمد، نمایندگانی از سوی مجلس به پیشوازش رفتند و آزادی خواهان از او با شکوه تمام استقبال کردند، اما چه شد که یک سال و نیم بعد اوضاع چنان شد که گلوله توپ میانشان سخن گفت؟

به نظر می رسد که همراهی اولیه محمدعلی شاه با نهضت مشروطه بیشتر ناشی از نیاز بود. او رسما ولیعهد بود اما سابقه نشان می داد که در صورت مرگ شاه، به کرسی نشستن ولیعهد قاجاریه امری بدیهی و بی دردسر نیست. داشتن همراهی علمای تهران برای این کار ضروری بود. علمای پرنفوذی چون سید عبدالله بهبهانی و سید محمد طباطبایی در آن هنگام سران نهضت مشروطه خواهی بودند. پس ولیعهد اگر تخت سلطنت را می خواست ناچار بود دل آقایان را به دست آورد. او از تبریز با فرستادن تلگراف و جلب همراهی روحانیان محلی به نهضت مشروطه مدد رساند. هنگامی هم که به تهران آمد، در گرفتن امضای مظفرالدین شاه محتضر بر پای نخستین قانون اساسی ایران نقش داشت. اما پس از آنکه مقصودش حاصل شد، بی اعتنایی به مجلس را آغاز کرد.

آغاز کشمش

مظفرالدین شاه در واقع چند روز پس از امضای قانون اساسی مشروطه درگذشت. محمدعلی شاه جوان با دعوت نکردن از نمایندگان مجلس به مراسم تاجگذاری اش نشان داد که بنا ندارد این مجلس را در جایگاهی که مشروطه خواهان آرزو می کردند به حساب آورد. قانون اساسی که مظفرالدین شاه بر آن امضا گذاشت در واقع تنها شامل مطالب بسیار کلی بود، بنابراین مجلس نوپا به تدوین متممی بر قانون اساسی مشغول شد که در واقع موارد اصلی را شامل می شد. کشمکش میان شاه و مجلس از همین جا آغاز شد.

از سوی دیگر از ابتدای تشکیل مجلس سه گروه در آن فعال بودند. اکثریت مجلس میانه روهایی بودند که از حمایت دو رهبر روحانی جنبش مشروطه - طباطبایی و بهبهانی - بهره می برند. اما در کنار آنها در یک سو گروهی از روشنفکران آزادی خواه و از سوی دیگر گروهی از هواداران استبداد سلطنتی حضور داشتند. کشمکش اصلی بر سر نقشی بود که این نهاد نوپا می بایست در کشور ایفا کند. این که گرداننده اصلی امور باشد، در گردش امور نقشی قابل توجه به عهده بگیرد، یا به کلی در حاشیه بماند. این کشمکشی است که هنوز پس از گذشت صد سال، کم و بیش ادامه دارد و هر از چندگاه بالا می گیرد. موضوع مورد اختلاف دیگری که در مجلس نخست وجود داشت و هنوز زنده است، میزان و شیوه نفوذ و دخالت شریعت اسلام بر قوانین و اداره کشور بود.

آقایان طباطبایی، بهبهانی و شیخ فضل الله نوری کار نظارت بر تدوین متمم قانون اساسی را به عهده داشتند. شیخ فضل الله در این میان بر نفوذ هر چه بیشتر شریعت پای می فشرد و نظرش را با به کار گرفتن واژه "مشروعه" که هم وزن "مشروطه" بود صورت بندی می کرد. از سوی دیگر آزادی خواهان متجدد خواستار محدود کردن هر چه بیشتر سنت گرایان بودند. نظمی کهنه بر افتاده بود و نیروهای اجتماعی و سیاسی فعال شده بودند تا در توازن جدیدی که شکل می گرفت جایگاهی هر چه بهتر به دست آورند.

محمدعلی شاه در این میان میرزا علی اصغرخان امین السلطان، ملقب به اتابک اعظم را که در اروپا به سر می برد فرا خواند تا صدارت را به او بسپارد و به این ترتیب دست خود را در این کشاکش قوی تر کند. امین السلطان سیاستمداری نزدیک به سیاست روسیه بود که در دوران ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه سابقه صدارت داشت. مردی دنیا دیده و مردمدار که رابطه اش با بسیاری از رجال سیاسی، بازاریان، درباریان و علما گرم بود. نیروهای آزادی خواه وارد شدن اتابک را به معرکه، خطری برای خود ارزیابی کردند و بنای مخالفت گذاشتند. سید حسن تقی زاده، از جمله فعال ترین این نیروها در مجلس، ظاهرا یک بار حتی تلاش کرد قانونی به تصویب برساند که به وسیله آن می شد جلوی ورود اتابک را به کشور گرفت. مجاهدان قفقازی که با آزادی خواهان تندرو در ایران همفکر و همراه بودند، کوشیدند اتابک را که به سوی ایران در حرکت بود در باکو ترور کنند، اما اشتباها شخصی دیگر را از پا در آوردند. هنگامی هم که اتابک با یک کشتی روسی به بندر انزلی رسید، مشروطه خواهان مسلح جلوی پیاده شدنش را گرفتند. تنها پس از درخواست شخص شاه از علمای سه گانه تهران و وساطت آنها بود که اتابک اجازه یافت از کشتی پیاده شود و به سوی تهران حرکت کند.

میرزا علی اصغرخان هنگامی کار خود را به عنوان صدراعظم آغاز کرد که متمم قانون اساسی در مجلس در دست تدوین بود. این متمم که از قانون اساسی بلژیک الهام گرفته شده بود قدرت را در مجلس متمرکز می کرد. شاه ناچار به ادای سوگند در برابر نمایندگان مجلس می شد، بودجه دربار به تصویب مجلس موکول بود و خویشاوندان درجه اول شاه از حضور در کابینه محروم می شدند. معلوم بود که شاه به این محدودیت ها تن نمی دهد. اتابک برای افزایش نقش دولت به چانه زنی با مجلسیان مشغول شد. او با سید عبدالله بهبهانی دوستی قدیمی داشت و ظاهرا گفتگوهایش با میانه روهای مجلس که اکثریت بودند داشت به نتیجه می رسید که تندروها کمر به قتلش بستند. غروب روزی در اواخر تابستان که اتابک به اتفاق بهبهانی از یکی از جلسات مشورتی مجلس در بهارستان خارج می شد، شخصی به اسم عباس آقا تبریزی به تحریک انقلابیون قفقاز او را از پا در آورد. قتل اتابک یکی از روزنه های امید برای دستیابی به تفاهم را بست و از آن پس حوادث شتابی افزون تر گرفت.

زبان انفجار

شاه متممی را که مجلس تهیه کرده بود نپذیرفت و برای افزایش قدرت خود پیشنهادهایی مطرح کرد. اما واکنش مشروطه خواهان شدید و موثر بود. آنها در شهرهای مختلف شروع به اعتراض کردند، بازارها و ادارات را بستند و در تهران نیرویی مسلح برای حفاظت از مجلس تشکیل دادند. شاه عقب نشست و گروهی از شاهزادگان را برای دلجویی و ادای سوگند وفاداری به مجلس فرستاد. او همچنین ناصر الملک را که روشنفکری لیبرال و تحصیل کرده دانشگاه آکسفورد بود به ریاست وزرا برگزید.

چندی بعد مجلس بودجه دربار را کاهش داد و از امتیازات شاهزادگان کاست. از سوی دیگر نشریات نزدیک به مشروطه خواهان تندرو حملات خود را به گروهی از روحانیان افزایش دادند. نتیجه، نزدیک شدن موضع شیخ فضل الله نوری و شاه بود. عده ای از کارکنان کاخ سلطنتی که درآمد خود را به دلیل کاهش بودجه دربار از دست داده بودند، روزی در اواخر پاییز ۱۲۸۶ هجری شمسی به همراه عده ای از مردم فقیر و هواداران شیخ فضل الله نوری در میدان توپخانه جمع شدند. نوری که فراخوان این گردهمایی را داده بود برای آنها سخنرانی کرد و هشدار داد که مجلس به بیراهه می رود. جمعیت خشمگین به سوی مجلس حرکت کرد اما با جمعی بزرگتر از هواداران مشروطه و محافظان مسلح مجلس روبرو شد و باز ماند. شاه بار دیگر عقب نشست و هوادارانش را به ترک صحنه فرا خواند. او این بار شخصا سوگند خورد که به مشروطه وفادار بماند، هرچند خشم خود را با برکناری و تبعید ناصرالملک رئیس الوزرا، که به تصمیم مجلس در کاهش بودجه دربار تن داده بود، نشان داد.

این حوادث تندروهای طرف مقابل شاه را بیشتر تحریک کرد. روزنامه ها علیه شاه بدگویی هایی کردند که مطلقا سابقه نداشت. یکی از آنها حتی به تلویحی نزدیک به تصریح، از ضرورت از میان برداشتن شاه نوشت. و روزی در اواخر سال ۱۲۸۶ انفجار بمبی بر سر راه کالسکه شاه، آخرین امیدها به مصالحه را از میان برداشت. شاه از سوء قصد جان سالم به در برد. سید حسن تقی زاده که خود در آن هنگام از جمله نمایندگان تندروی مجلس بود، در خاطراتش گفته است: "بعد از قضیه توپخانه (که به خیر مجلس تمام شد) یواش یواش میانه محمدعلی شاه با مجلس گرم می شد؛ ولی از لحاظ بمب، دلش چرکین شد و تصمیم قطعی گرفت که مجلس را از میان ببرد."

چنین بود که محمدعلی شاه اواخر بهار سال بعد به باغشاه رفت و به تهیه مقدمات اقدام نظامی علیه مشروطه خواهان مشغول شد. مجاهدان مسلح مشروطه خواه هم خود را برای مقابله آماده کردند. هنگامی که گروهی از نمایندگان مجلس برای مذاکره به باغشاه رفتند، شاه دستور بازداشت آنها را صادر کرد تا نشان دهد زمان گفتگو و مصالحه گذشته است. او فهرستی از نام مدیران جراید، نمایندگان و فعالان سیاسی تهیه کرد و درخواست کرد این افراد یا به او تحویل یا تبعید شوند. اما خواسته او پذیرفته نشد. چند روز بعد که خبر انتقال مقدار زیادی توپ و مهمات به باغشاه در تهران پیچید، بازار تهران تعطیل شد. شاه روز اول تیر در تلگرافی به حکام ولایات اعلام کرد که این مجلس را خلاف مشروطیت می داند و روز بعد فرمان حمله را صادر کرد. قوای قزاق به فرماندهی کلنل لیاخوف پس از یک درگیری طولانی با مجاهدان مشروطه خواه سرانجام پیروز شد و ساختمان مجلس را به توپ بست. نمایندگان به باغ ها و خانه های اطراف گریختند. گروه بزرگی از مشروطه خواهان، از جمله سید محمد طباطبایی و سید عبدالله بهبهانی رهبران روحانی جنبش، دستگیر و تبعید شدند. ملک المتکلمین، میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل و سلطان العلمای خراسانی - مدیران نشریات تندرو - به قتل رسیدند. و چنین بود که دوره استبداد صغیر آغاز شد.

این دوره البته زیاد طولانی نبود. مشروطه خواهان از سه گوشه کشور بار دیگر سر بلند کردند و سرانجام محمدعلی شاه را شکست دادند. اما نه آن کشمکش ها خاتمه یافت و نه شیوه ای که دو طرف برگزیدند با گذشت صد سال عوض شده است. هنوز هم در فرهنگ سیاسی فارسی زبانان مصالحه، سازش یا سازشکاری گویی کمتر از یک دشنام سیاسی نیست.

پنجشنبه، خرداد ۱۸، ۱۳۸۵

دردسر مورِي

هنگامي كه جاستين شيل مأموريت خود را به عنوان وزيرمختار بريتانيا در ايران به پايان رساند و همراه خانواده‌اش به لندن بازگشت، انتظار مي‌رفت يكي ديگر از اعضاي هيأت نظامي اعزامي در سال 1833 جانشين او باشد. اما وزارت خارجه بريتانيا تصميم گرفت چارلز مورِي پسر يك كنت بانفوذ انگليسي را به جاي او منصوب كند. آغاز مأموريت مورِي از قضا كشمكش‌هايي سخت ميان دولت ايران و او برانگيخت كه به قطع روابط سياسي دو كشور انجاميد. جالب اينجاست كه سفارت بريتانيا در فاصله رفتن شيل و رسيدن مورِي به تهران توسط ويليام تايلر تامسون اداره مي‌شد كه بر سر چند موضوع از جمله پناهندگي فرهادميرزا با دولت ايران مناقشه داشت و صدراعظم ايران ميرزاآقاخان نوري در اين مدت اميدوار بود كه با رسيدن جانشين شيل مشكلاتش با سفارت پايان يابد.
اديب دستپاچه
به نوشته دنيس رايت در كتاب انگليسي‌ها در ميان ايرانيان، «مورِي زباندان و اديبي برجسته بود ولي احتمالاً دستپاچه‌ترين و نامناسب‌ترين سفيري بود كه دولت بريتانيا به دربار ايران فرستاده بود. مورِي از تجربه ديپلماتيك بي‌بهره نبود زيرا در ناپل و قاهره و برن خدمات مشابهي انجام داده بود. ولي با اين احوال همانگونه كه كساني كه معتقد به لزوم كسب تجربه در هندوستان بودند بيدرنگ خاطرنشان مي‌ساختند، مورِي تنها فرستاده بريتانيا به دربار ايران، به استثناي جيمز موريه، بود كه در هندوستان كسب تجربه نكرده بود». («انگليسي‌ها در ميان ايرانيان»، دنيس رايت، ترجمه لطفعلي خنجي)
زمينه كشمكش ميان دولت ايران و مورِي تقريباً همزمان با ورود او به كشور فراهم شد. مورِي با حاكمان مصر و مسقط روابط دوستانه داشت، در حالي كه ناصرالدين‌شاه از آنها متنفر بود. از طرف ديگر روزنامه تايمز لندن در مقاله‌اي پيش‌بيني كرده بود كه مورِي «دماغ شاه ايران را به خاك بمالد»، شاه از مضمون اين مقاله مطلع شده بود. بدتر از همه اينكه مورِي بر خلاف انتظار دولت ايران نه پيش‌نويس يك پيمان دفاعي و نه مبلغ وام درخواستي ايران را همراه خود نداشت و حتي مطابق رسوم پيشين هدايا و پيشكش براي شاه نياورده بود. اخلاق تند مورِي را كه به اين مجموعه اضافه كنيد، پيش‌بيني آنچه اتفاق افتاد دشوار نخواهد بود.
وزيرمختار جديد چند روز پس از ورودش به تهران، احتمالاً به قصد تحقير سلفش شيل، ميرزاي عالي‌رتبه ايراني سفارت بريتانيا را بركنار كرد و شخصي به نام ميرزا هاشم‌خان را كه طرف دشمني شديد صدراعظم بود به عنوان نماينده بريتانيا در شيراز برگزيد. ميرزاآقاخان نوري تنها يك سال پيش از آن با استخدام ميرزا هاشم خان در سفارت مخالفت كرده بود به اين دليل كه او هنوز در خدمت پادشاه است و با خاندان سلطنتي خويشاوندي دارد.
«پس از انتصاب ميرزا هاشم‌خان توسط مورِي صدر اعظم بي‌درنگ دست به تلافي زد و همسر ميرزاهاشم‌خان را كه در محل نمايندگي ديپلماتيك بريتانيا در قلهك اقامت داشت بازداشت كرد و مورِي و دستيار عاليرتبه او، يعني تيلر تامسون را به داشتن روابطي با آن زن متهم ساخت (اين ادعاي صدراعظم به احتمال قريب‌به يقين دروغ بود). در دنبال اين ماجرا، يادداشت‌هايي بين صدراعظم و مورِي كه خواستار رهايي آن خانم بود رد و بدل شد و اينها احتمالاً از توهين‌آميزترين مكاتباتي است كه تاكنون بين يك ديپلمات انگليسي و رئيس يك دولت خارجي مبادله گشته است». (همان)
روايت ديگر
اما روايت منابع درباري ايراني چيز متفاوتي است. محمدتقي‌خان لسان‌الملك سپهر كه از نزديكان ميرزاآقاخان نوري بود در كتاب ناسخ‌التواريخ پس از ذكر نوبت اولي كه تامسون تلاش كرد ميرزاهاشم را به استخدام سفارت در آورد و با مخالفت دولت ايران روبرو شد مي‌نويسد: «اين ببود مستر موره (مورِي) بعد از دو سال وارد دارالخلافه گشت. ميرزا هاشم‌خان ديگر باره به سراي سفارت انگليس در رفت و مستر موره را مفتون خويش ساخت و او را در امعاف حاجات خويش برانگيخت تا از كارداران دولت ايران خواستار شد كه مواجب و مرسوم او را مبلغي لايق درافزايند. امناي دولت پذيرفتن اين سخن را از طريق دورانديشي بعيد دانستند... لاجرم سخن مستر موره را مقبول نداشتند. و او در اين امر به اصرار و الحاح بايستاد، بلكه ابواب لجاج و عناد بگشاد و خواست او را از قبل سفارت در شهر شيراز سكون فرمايد و به وقايع‌نگاري بگمارد.
اين معني را بر رسم قواعد دولتيه رقم كرده، به كارداران ايران فرستاد و در معاهده بين دولتين مأمور متوقف دولت انگليس جز در دارالخلافه و شهر تبريز و بندر بوشهر رخصت زيستن نداشت؛ نيز اين آرزو از اجابت بعيد افتاد و همچنان وزيرمختار بر الحاح و اصرار بيفزود و يكباره ميرزاهاشم‌خان را در حوزه سفارت جاي داد و زوجه‌ي او را كه با خاندان سلطنت نسبت خويشاوندي داشت از نشيمن خود كوچ داد، نزديك به سراي سفارت جاي داد. و اين معني در خاطر مردم ايران حملي ثقيل است و بسيار باشد كه اهل ملت به چنين كارها فتنه‌ي بزرگ برانگيزند. لاجرم اولياي دولت حكم دادند تا زوجه ميرزاهاشم‌خان را از نزديك سفارتخانه برداشته به سراي پدرش احمدعلي‌ميرزا جاي دادند. وزيرمختار يكباره زلال مودت را به خاشاك مباينت آلوده ساخت و رضاي خود را به شرطي چند معلق داشت:
نخستين آنكه دختر احمدعلي‌ميرزا را در حوزه سفارت به دست ميرزاهاشم‌خان بسپارند.
ديگر آنكه اجازت كنند تا ميرزاهاشم‌خان در شيراز وقايع‌نگار باشد.
آنگاه صدراعظم ايران بر رسم دولت به سفارتخانه درآمده، وزيرمختار را عذر بگويد».
ادامه دارد