جمعه، اسفند ۲۹، ۱۳۸۲

سال خوب!
همينجوري الكي به دلم افتاده كه سال آينده سال خوبي خواهد بود؛ هيچ دليل خاصي هم براي اين احساس ندارم. مي‌دانم كه خيلي چيزها وجود دارد كه آدم مي‌تواند از آنها نتيجه بگيرد كه سال خوبي پيش رويمان نيست، اما خيال ندارم اين احساس خوشبيني الكي‌ام را ناديده بگيرم. هر چه باشد اين كه آدم الكي خوشبين باشد بهتر از اين است كه الكي بدبين باشد!
سال نو مبارك!

سه‌شنبه، اسفند ۲۶، ۱۳۸۲

چهارشنبه سوري كوچه تنديس
چند دقيقه پيش از كوچه تنديس جردن آمدم. زنده‌ام و حالم خوب است! ميدان جنگ بود واقعاً. كوچه تنديس كه دفتر روزنامه هم در آن است، از معروف‌ترين كوچه‌هاي تهران در مورد چهارشنبه سوري است. آخر شب اگر به آن وارد شوي، سالم در رفتنت با كرام الكاتبين است. امسال بر خلاف سال‌هاي قبل، تب چهارشنبه سوري از چندين شب پيش‌تر شروع نشده بود. گفته مي‌شد علت، مبارزه جدي‌اي بوده كه نيروي انتظامي امسال با فروشندگان مواد آتش‌زا كرده است. گويا از مدت‌ها قبل در خيابان مولوي كه مركز فروش ترقه و مواد آتش‌زا است همه چيز را كنترل كرده بودند. اما جماعت همان موادي را كه به هر حال به دست آورده بودند براي امشب نگه داشته بودند و از خجالتش حسابي در آمدند. از نيروي انتظامي هم، بر خلاف سال‌هاي قبل (البته تا وقتي من آنجا بودم) خبري نبود.
پي‌نوشت: خبر ايسنا از حوادث ناگوار امشب كه تا كنون به نابينايي دو چشم و قطع يك دست انجاميده و عكس‌هاي دلخراش حادثه ديدگان.

یکشنبه، اسفند ۲۴، ۱۳۸۲

تهديد كيهان
چه غوغايي به پا كرده است كيهان. سرمقاله امروز شريعتمداري از آن سرمقاله‌هاي شش ستوني آنچناني است. عنوان آن «چرا از ترس، مرگ خودكشي كنيم» است و به ماجراهاي اتمي ايران مي‌پردازد. (نمي‌دانم سايت كيهان چه مرگش است، نمي‌شود لينك داد) كل ماجرا اين است كه خلاصه «ديديد گفتم از npt خارج شويد؟... گوش نكرديد... حالا بفرماييد!» حسين شريعتمداري در اين مقاله از ساده لوحي مسئولان كشور گلايه كرده است و مي‌نويسد: تنها راه باقي مانده آن است كه جمهوري اسلامي الف-تمامي همكاري‌هاي خود با آژانس را متوقف كند ب-با اعلام يك ضرب الاجل (حداكثر سه ماهه) آژانس را مجبور به پذيرش حق قانوني ايران در بهره گيري از فعاليت هسته‌اي صلح‌آميز كند ج- غني سازي اورانيوم را كه تعليق آن داوطلبانه (و البته غير قانوني بوده‌است) از سر گيرد د- بعد از پايان ضرب الاجل سه ماهه، در صورتي كه آژانس به برخوردهاي خصمانه و غيرقانوني خود ادامه داد... از npt خارج شود.
او در پايان نوشته است: اگر تهديد مقامات كشورمان كه ورود بازرسان آژانس را متوقف كرده‌اند (به قول خارجي‌ها) جدي نباشد، آيا مردم پاكباخته و عاشق امام و خلف حاضر او ننگ حضور دوباره بازرسان آژانس در سرزمين شهداء را مي‌پذيرند؟... به يقين، مسلمانان غيرتمند و جوانان پاكباخته اين ننگ را تحمل نخواهند كرد ... باور نداريد؟...
(سه نقطه‌چين آخر از اصل مقاله است و مقاله همين جا پايان مي‌يابد).

شنبه، اسفند ۲۳، ۱۳۸۲

ژاك شيراك تهران
به خاطر دارم چند سال پيش‏‏، وقتي ژاك شيراك، شهردار قبلي پاريس رئيس جمهور فرانسه شد، روزنامه همشهري خبرهاي انتخابات فرانسه را با دقت ويژه‌اي دنبال مي‌كرد و پوشش مي‌داد. هنوز دوم خرداد نشده بود و هر كس خبر رئيس جمهور شدن شهردار پايتخت فرانسه را مي‌شنيد، ناخودآگاه كرباسچي را در قامت رياست جمهوري تجسم مي‌كرد؛ بدك هم نبود، به او مي‌آمد.
امروز هم كه خبر كلنگ زدن پروژه قطار هوايي تهران را ديدم، به ياد همان ماجرا افتادم. احمدي‌نژاد مي‌خواهد تا سال 84 خط اول قطار هوايي را راه بياندازد و اين به نظرم اصلا تصادفي نيست كه انتخابات رياست جمهوري بعدي هم در همان سال برگزار مي‌شود. چندي پيش ترجمه مقاله‌اي در ايرانشهر (ضميمه روزانه همشهري) چاپ شده بود كه توضيح مي‌داد شهرداراني كه بلندپروازي‌هاي سياسي دارند، چرا و چگونه به ترن هوايي علاقه‌مند مي‌شوند. بعضي كارشناسان به اقتصادي بودن اين پروژه شك دارند و معتقدند اگر هزينه ساخت ترن هوايي صرف توسعه ناوگان اتوبوس‌هاي شهري و مترو شود، منافع بيشتري دارد. اما اتوبوس يا حتي مترو خيلي چيزهاي چشمگيري نيستند. مترو كه زير زمين است و فقط آدمهايي كه از آن استفاده مي‌كنند آن را مي‌بينند؛ اتوبوس هم كه چيز معمولي‌اي است و جاذبه‌اي ندارد. اما ترن هوايي وسيله تازه و شيكي است كه خيلي به چشم مي‌آيد و مي‌تواند حسابي آدم را سر زبان‌ها بياندازد.
خلاصه بعيد نيست بلندپروازي‌هاي سياسي در تصميم شهردار تهران براي به راه انداختن ترن هوايي در شهر مؤثر باشد. اما اين طور بلندپروازي‌ها هميشه آخر و عاقبت ندارد. ماجراي كرباسچي كه خاطرتان هست.

چهارشنبه، اسفند ۲۰، ۱۳۸۲

ناآرامي وسيع در كردستان
سايت بازتاب در گزارشي نوشته است: «در پي امضاي قانون اساسي موقت عراق، تعدادي از شهرهاي كردنشين مرزي ايران، روز گذشته شاهد برگزاري جشن‌هايي بود كه در مواردي با آشوب همراه شد...شمار زيادي از جوانان مريوان، در واكنش به امضاي قانون اساسي عراق با تجمع در يكي از چهارراه‌هاي اين شهر، رقص و پايكوبي كردند. همچنين خودروهاي شخصي با روشن كردن چراغ خود در شهر، كاروان شادي به راه انداختند. عده‌اي نيز با سر دادن شعارهايي در حمايت از احزاب كومله و دمكرات در خيابان‌هاي مريوان راهپيمايي كردند و سپس با تجمع در اطراف مجسمه شهيد فهميده، اين مجسمه را پايين كشيدند. همچنين گزارش‌ها از بانه، حاكيست، مردم اين شهر با در دست داشتن پرچم كردستان عراق، شعارهايي سردادند... اين وضع تا ساعت 20 ديشب ادامه داشت و نيروي انتظامي از هر گونه دخالت در اين تجمع خودداري كرد. شادماني جمعي از مردم شهرستان «بوكان»... به درگيري با ماموران نيروي انتظامي منجر شد. در اين تجمع نزديك به 800 نفر از مردم با حضور در خيابان‌هاي اصلي شهر، پس از آتش‌بازي و پايكوبي، اقدام به تخريب و آتش زدن بانك تجارت و شكستن شيشه‌هاي بانك‌هاي مسكن، سپه و چند مغازه كردند. همچنين آنان شعارهايي عليه نظام سر دادند و با مأموران نيروي انتظامي درگير شدند. بر اساس برخي گزارش‌ها، بر اثر درگيري‌هاي اين شهر، ده‌ها نفر زخمي شدند. ناآرامي‌هاي شب گذشته در پيرانشهر، باعث زخمي شدن 8 نفر از مأموران نيروي انتظامي شد. همچنين شيشه و پنجره پاسگاه نيروي انتظامي، راهنمايي و رانندگي، مسجد صاحب‌الزمان، بانك ملي و بسيج ناحيه مقاومت، شكسته و به چند خودرو نيز خسارت وارد شد. در اين جريان 120 نفر دستگير و تحويل مراجع قضايي شدند. گفتني است، اين ناآرامي‌ها به بهانه امضاي قانون اساسي جديد كشور عراق است كه در آن به كردهاي كردستان اين كشور، خود مختاري اعطا شده است».